اضطراب : اولین انحراف از مسیر احساسات فردی
اضطراب : اولین انحراف از مسیر احساسات فردی

اضطراب : اولین انحراف از مسیر احساسات فردی

 منظور ما از اصطلاح اضطراب چیست؟ اضطراب، ترس از شناسایی غیر خودآگاه تهدید است. هیجان ترس به فعالسازی ناخودآگاه بدن توسط سیستم های عصبی جسمی و خود مختار اطلاق می شود. این سیستم ها نشانه های تپش قلب و تعریق کف دست ها را سبب می شوند. احساس اضطراب به آگاهی خودآگاه از این حواس بدنی اشاره دارد.

 

وقتی این نشانه ها توسط تهدیدهای عینی برانگیخته شده باشند آنها را ترس می نامیم و وقتی توسط احساسات برانگیخته شوند، به آنها اضطراب می گوییم. درمان بر اضطراب برانگیخته شده توسط احساسات در جلسه تمرکز می کند.

اضطراب هشدار می دهد که احساسات درون ما تهدید کننده هستند. ما نمی توانیم از آنها بگریزیم، فقط می توانیم با استفاده از دفاع ها آنها را پنهان کنیم. ترس بدن را تحریک می کند تا از نظر فیزیکی، از خودش مراقبت کند، در حالیکه اضطراب ما را بر می انگیزد تا، از نظر روانشناختی از خودمان دفاع کنیم.

اضطراب : اولین انحراف از مسیر احساسات فردی
اضطراب : اولین انحراف از مسیر احساسات فردی

عملکرد اضطراب

عملکرد اضطراب شامل هشدار دادن و آماده کردن بدن جهت عکس العمل نشان دادن در مواجهه با خطر است. این شامل ۴ مرحله است:

۱- یک سیستم از قبل سیم بندی شده در مغز، که از پستانداران به ارث رسیده است، به طور ناخودآگاه، خطر را می سنجد و به آمیگدال پیام می فرستد.

۲- آمیگدال سیستم عصبی جسمی (عضلات ارادی) و خودمختار را فعال می کند و هیجان ترس را در بدن به وجود می آورد.

۳- حالا بدن فعال شده است و می توانیم بجنگیم یا فرار کنیم.

۴- می توانیم از این نشانه های بدنی آگاه شویم و آنها را احساس اضطراب بنامیم.

 

دلایل اضطراب

تفکر خوداگاه پس از شناسایی ناخودآگاه تهدید و تحریک بدن اتفاق می افتد. یک اشاره ی ناخودآگاه آمیگدال و هیپوتالاموس را تحریک می کند و اینها سیستم عصبی خودمختار را فعال می کنند و موجب تولید نشانه های اضطراب در کل بدن می شوند.

سیستم شناسایی تهدید، قبل از تکامل قشر پیش پیشانی انسان ایجاد شده است و مستقل از آن عمل می کند. ما قبل از آنکه بصورت شناختی از اضطراب آگاه شویم، در بدنمان مضطرب می شویم. این موضوع بسیار انطباقی است.

احساسات غیر قابل رویت، اضطراب را بر می انگیزد. مثلا بیمار تصور می کند بخاطر امتحان هفته بعد مضطرب است، در حالیکه امتحان همچنان به قوت خود باقی است در طول جلسه اضطرابش بالا و پایین می رود. سپس یادش می آید عمویش اخیرا از دنیا رفته است و مرگ عمو او را به یاد مرگ پدرش می اندازد و اضطرابش بالا می رود. در نتیجه غم محرک است.

اضطراب : اولین انحراف از مسیر احساسات فردی
اضطراب : اولین انحراف از مسیر احساسات فردی

بیماران، اغلب این احساسات غیر قابل رویت را نمی شناسند، چون در اوان زندگی یاد گرفته اند احساساتی که مراقبینشان را مضطرب می کند نادیده بگیرند. مثلا غمگینی من مادرم را عصبی میکنه. اگر نادیده بگیرمش، ناراحت نمی شه و رابطمون پا برجا می مونه. وقتی نادیده گرفتن احساسات به عادتی خودکار و ناخودآگاه تبدیل می شود، دیگر نمی فهمیم چه چیزی اضطرابمان را تحریک می کند. وقتی احساسی وارد می شود، بدن ما طوری واکنش نشان می دهد که انگار ببر دیده است و ما خودآگاه نمی دانیم چرا. بیایید به موضوع علیت نگاهی بیاندازیم:

علیت صحیح : بیمار احساس (غم از دنیا رفتن پدر) را تجربه می کند که اضطراب (تپش قلب و تعریق و سفتی عضلات) را بر می انگیزد و این دفاع (نشخوار فکری در مورد امتحان) را بر می انگیزد که او را از غمش منحرف کند.

علیت اشتباه : بیمار فکر می کند که امتحان سه هفته بعدش (دفاع جابجایی)، امروز، اضطرابش را برانگیخته است.

دفاع جابجایی او را از غمش منحرف کرد و توضیحی منطقی برای اضطرابش فراهم آورد. وقتی او با غمش روبرو شد و سوگواری کرد، اضطرابش کاهش یافت. چون دیگر به دفاعش نیاز نداشت. غم او را مضطرب می کرد چون خانواده بدرفتارش هر گونه ابراز احساسات را محکوم می کرد.

نیمکره راست مغز مدل عملی درونی روابط کودک را ذخیره می کند، که تعیین کننده نحوه ی اداره ی احساسات او است. هیپوکامپ که تا ۴ سالگی نابالغ است، فقط کیفیت تجارب آغازین را به خاطر می آورد.

اضطراب محرک نیست، اضطراب فکر نیست، بلکه یک الگوی فعالیت ناخوداگاه بیوفیزیولوژیک در بدن است. به طور خلاصه، شناسایی تهدید غیرخودآگاه (احساس) فعالیتی بیوفیزیولوژیک در بدن (هیجان) تولید می کند.

 


شماره های تماس با صدای زندگی

شاید این مطالب هم برایتان جالب باشد

نیاز به مشاوره دارید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *