خانه » سبک زندگی » هوش چیست و کاربرد آن در روزمره
در تعریف هوش هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:
در تعریف هوش هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:

هوش چیست و کاربرد آن در روزمره

انجمن روان‌شناسی آمریکا در سال ۱۹۹۵ هوش را به عنوان «توانایی فهم مسایل پیچیده، انطباق موثر با تغییرات محیطی، یادگیری به دنبال تجربیات، استفاده از اشکال مختلف استدلال و فایق آمدن بر مشکلات از طریق تفکر» تعریف کرده است. متداول ترین تعریف هوش عبارت است از شایستگی و استعداد یادگیری افراد. برخی هوش را استعداد کلی و قدرت استفاده از تجربیات و برخی مانند پیاژه توانایی سازگاری با محیط تعریف کرده اند. وکسلر در این باره می گوید: هوش عبارت است از مجموعه شایستگی های فرد در تفکر عاقلانه، رفتار منطقی و سودمند و اقدام موثر در سازش با محیط.

کانال تلگرام صدای زندگی

در تعریف هوش هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:

  • توانایی و استعداد کافی برای یادگیری و درک امور
  • هماهنگی و سازش با محیط
  • بهره برداری از تجربیات گذشته، به کار بردن قضاوت و استدلال صحیح و پیدا کردن راه حل منطقی در مواجه با مشکلات.

جهش هوش تا ۱۵ سالگی ادامه دارد و بعدا به طور خفیف و کند تا بیست سالگی ادامه داشته و متوقف می شود. هوشبهر ۵۰% افراد بین ۹۰ تا ۱۰۹، ۲۵% بیشتر از ۱۱۰ و ۲۵% کمتر از ۸۹ هستند. چنانچه کسی هوشبهر کمتر از ۱۱۵ داشته باشد نباید برای رفتن به دانشگاه تشویق شود، برای تحصیلات فوق لیسانس و دکتری هوشبهر بیشتر از ۱۲۵ توصیه شده است. اما هوشبهری فقط یکی از عوامل موفقیت است و نمی توان آن را به تنهایی ملاک عمل قرار داد زیرا با آزمون های معمولی نمی توان افراد خیلی باهوش را تشخیص داد و آزمون ها استعداد بالقوه را در نظر نمی گیرند و درباره استعدادهای افراد در امور تحصیلی است.

در تعریف هوش هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:
در تعریف هوش هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:

هـوش هیجانی(EQ): به معنای توانایی مدیریت کردن هیجانات خود و دیگران.بعنوان مثال در اداره ای هستید کارمند با ارباب رجوع مشغول دعواست.بعد از دعوا نوبت به شما میرسد آن کارمند با لحنی عصبانی به شما میگوید کارتون چیه . این کارمند هـوش هیجانی پایینی دارد.هوش هیجانی با تمرین و تکرار قابلیت ارتقا دارد.

هـوش منطقی(IQ): همان هـوش عقلی یا هوش ریاضی است که در مدارس، ما را با آن می‌سنجیدند. اما انسانهایی را می‌توانیم مثال بزنیم که در دانشگاه معدل بالایی داشتند، اما در زندگی خانوادگی یا کاری شکست خوردند. پس هوش عقلی لازم است، اما کافی نیست….

هـوش سیاسی(PQ): هـوش سیاسی که بهتر است آن را به هوش تدبیری ترجمه کنیم، و معنا و مفهوم آن این است که بدانیم در مقابل هر فرد بهترین نوع رفتار چه باید باشد.‌ تشخیص تفاوت میان افراد و به‌کارگیری بهترین شیوه‌ی عملکرد برای نزدیک شدن به آنها، هوش تدبیری یعنی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

هـوش تدبیری: یعنی اینکه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ کنم و از به‌کار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداری کنم. هـوش تدبیری توان درک طرف مقابل را در ما افزایش می‌دهد. هوش تدبیری همان کیاست داشتن در کار است. به ما یاد می‌دهد که با مردم بحث نکنیم، یاد می‌دهد که در بازار رفته‌ایم تا معامله کنیم نه مقابله. و اینکه درک فرهنگها و خرده‌فرهنگها را داشته باشیم.

در تعریف هوش هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:
در تعریف هوش هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:

هـوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما می‌گوید که برای موفقیت در کار، و نزد مردم می‌بایست روح شاداب و مغزی پویا داشته باشیم و این مهم مهیا نمی‌شود مگر اینکه جسم سالم داشته باشیم. هـوش جسمی به ما می‌گوید که عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبت‌کننده‌ی ورزش و سلامتی خود باشیم.

هـوش معنوی(SQ): نهایتاً هـوش معنوی به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما می‌پردازد. هوش معنوی یعنی خودمان را نانوایی فرض کنیم که قرار نیست نان سوخته دست مردم بدهیم.

هـوش مدیریتی(MQ): به ما یادآور می‌شود برای موفقیت در زندگی شخصی و کسب و کار باید بتوانیم بر خودمان مدیریت قوی داشته باشیم و به عبارتی روی خودمان که ارزشمندترین دارایی‌مان است سرمایه‌گذاری کنیم، و برای این مهم، ۵ هوش را با نگاه جامعیت‌نگری به‌کار گیریم.


شماره های تماس با صدای زندگی

مطالب مشابه

این مطلب را هم مشاهده کنید :   خوراکی‌هایی که صبح‌ها مغزتان را فعال می‌کنند

درباره ی صدای زندگی

مجموعه صدای زندگی با هدف اطلاع رسانی ، آگاهی و خدمت رسانی تخصصی زير نظر روانشناسان و مشاوران كشور تشكيل شده است. جهت رزرو وقت مشاوره درمانی میتوانید از طریق شماره های درج شده در قسمت تماس با ما اقدام فرمایید. بدلیل کثرت مراجعین به این مجموعه از مراجعه حضوری خودداری نمایید .

همچنین ببینید

اثرات روان‌شناختی مرگ والدین بر فرزندان و نحوه برخورد با آن

اثرات روان‌شناختی مرگ والدین بر فرزندان و نحوه برخورد با آن

تلاش پدر یا مادر بازمانده برای حفظ رابطه مطلوب با فرزند داغدارش، سطح آشفتگی روانی را در کودکان کاهش می‌دهد. مرگ والدین، یکی از سخت‌ترین و بدترین حوادثی است که می‌تواند در طول دوره کودکی هر فردی اتفاق بیافتد. تلاش پدر یا مادر بازمانده برای حفظ رابطه مطلوب با فرزند داغدارش، سطح آشفتگی روانی را در کودکان کاهش می‌دهد. اثرات روان‌شناختی این مرگ حتی می‌توانند آینده کودک را هم تحت تاثیر خودشان قرار بدهند. به همین دلیل، حمایت از کودک در این شرایط و مشارکت فعال در سوگواری او، نقش مهمی در حفظ سازگاری او با زندگی و خوش‌بختی‌اش دارد.

پاسخ دهید