ام اس (MS یا Multiple Sclerosis) بیماری مزمنی است که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر عملکرد بیماران و کیفیت زندگی آنان بگذارد. بیش از نیمی از بیماران مبتلا علاوه بر علایم جسمی، از مشکلات شناختی و روانی- اجتماعی در رنجند. به طوری که شیوع افسردگی در این بیماران سه برابر جمعیت عمومی است.
اثرات روانی اجتماعی بیماری ام اس (MS)

اثرات روانی اجتماعی بیماری ام اس (MS)

ام اس (MS یا Multiple Sclerosis) بیماری مزمنی است که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر عملکرد بیماران و کیفیت زندگی آنان بگذارد. بیش از نیمی از بیماران مبتلا علاوه بر علایم جسمی، از مشکلات شناختی و روانی- اجتماعی در رنجند. به طوری که شیوع افسردگی در این بیماران سه برابر جمعیت عمومی است.

ام اس چیست؟

ام اس یک بیماری با حملات تشدید و دوره‌های بهبودی غیر قابل پیش‌بینی است که همین خصوصیت و علایم جسمی آن می‌تواند منجر به محدودیت فرد در زمینه‌های آموزش، اشتغال، باروری، روابط اجتماعی و پرداختن به سرگرمی‌های مورد علاقه شود. به هر حال، هر بیمار با توجه به ویژگی‌های شخصیتی خود و شرایط محیطی و حمایت پیرامونش درک متفاوتی از بیماری و واکنش متفاوتی به آن دارد و در نتیجه، بیماری‌اش سیر متفاوتی خواهد داشت.

 

ام اس (MS یا Multiple Sclerosis) بیماری مزمنی است که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر عملکرد بیماران و کیفیت زندگی آنان بگذارد. بیش از نیمی از بیماران مبتلا علاوه بر علایم جسمی، از مشکلات شناختی و روانی- اجتماعی در رنجند. به طوری که شیوع افسردگی در این بیماران سه برابر جمعیت عمومی است.
 

به محض این‌که فرد از ابتلا به این اختلال آگاه می‌شود، احساسات و دل‌نگرانیهای متفاوتی را تجربه می‌کند. نخست آن‌که تصویر ذهنی اغلب افراد از ام اس، یک بیماری پیشرونده و ناتوان‌کننده است که ظرف مدت کوتاهی منجر به زمین‌گیر شدن فرد می‌شود، در حالی که سیر بیماری فقط در درصد کمی از بیماران مبتلا این‌گونه است. متأسفانه عدم آگاهی بیماران و عدم اطلاع‌رسانی دقیق پرسنل پزشکی به تصویر مذکور دامن می‌زند. بنابراین به محض اطلاع از ابتلا‌، ترس از ناتوانی و سربار خانواده شدن، اولین ترس‌هایی است که فرد با آن دست و پنجه نرم می‌کند. به علاوه، انطباق روانی با ابتلا به یک بیماری مزمن، یک فرایند چند وجهی، انرژی‌بر و زمان‌بر است که فرد برای موفقیت در آن نیاز به یاری دارد و اگر حمایت مورد نیاز صورت نپذیرد، فرد دچار افسردگی و اضطراب خواهد شد؛ علایمی که منجر به کاهش کیفیت زندگی و افت عملکرد حتی بیش از میزان مورد انتظار می شود.

بنابراین باید به فرد کمک شود تا برای انطباق با شرایط جدید توانمندی‌ها، نیازها، اهداف، ارزش‌ها، نقش‌ها و روابطش با اطرافیان را بازنویسی و از نو تعریف کند و شرایط جدید را بپذیرد. در این مسیر، توسل به معنویات، حمایت خانواده و تلاش برای یادگیری روش‌های مقابله‌ای کارآمد، مدیریت استرس و مدیریت زمان می‌تواند بسیار سودمند باشد. فرد باید از تمام منابع در اختیار کمک بگیرد:

ام اس (MS یا Multiple Sclerosis) بیماری مزمنی است که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر عملکرد بیماران و کیفیت زندگی آنان بگذارد. بیش از نیمی از بیماران مبتلا علاوه بر علایم جسمی، از مشکلات شناختی و روانی- اجتماعی در رنجند. به طوری که شیوع افسردگی در این بیماران سه برابر جمعیت عمومی است.
 

از متخصصان مغز و اعصاب (نورولوژیست) که علاوه بر درمان، وظیفه ارائه اطلاعات دقیق و معرفی مراکزحمایتی دولتی و غیردولتی و اطمینان‌بخشی به بیمار و خانواده را به عهده دارند.

از روانپزشکان که وظیفه آموزش مهارت‌های لازم جهت انطباق با شرایط جدید را به عهده دارند و می‌توانند محیط امنی برای بیماران فراهم کنند تا در آن آزادانه از نگرانی‌های خود بگویند؛ نگرانی‌هایی‌ که از بر زبان آوردنش ترس دارند ولی همیشه و همه جا با آنهاست.

از خانواده، دوستان و همکاران هر کدام بسته به بضاعتشان؛ از یکی برای کمک در انجام وظایف و از دیگری برای حمایت عاطفی.

یادمان نرود که کمک گرفتن خود نوعی مهارت است و بیمار باید بین نیاز به استقلال و درخواست کمک تعادل برقرار کند. گاهی برقراری ارتباط با بیمارانی که با توسل به این موارد سالهاست کیفیت زندگی خود را حفظ و پیشرفت بیماری را متوقف کرده‌اند، می‌تواند بیمار و خانواده را به تأثیر شگفت‌انگیز روان بر جسم واقف ساخته‌، آنان را به پیش‌آگهی مطلوب بیماری امیدوار سازد.

 


شماره های تماس با صدای زندگی

شاید این مطالب هم برایتان جالب باشد

نیاز به مشاوره دارید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *